Recent Posts

نصیحت پدربه پسر

پدر.پسرجان وقتی من به سن تو بودم اصلا دروغ نمی گفتم. پسر.پدر جان ممکنه بفرمایید شما دروغگویی را از چه سنی شروع کرده اید ؟!

خواندن بیشتر »

جوحی و خونبهای پدر

جوحی را وقتی که خردسال بود گفتند:میخواهی پدرت بمیرد تا میراث او را ببری !گفت:لا واله میخواهم که او را بکشند تا علاوه بر میراث خونبهای وی را از قاتل بستانم!

خواندن بیشتر »

آمدن یکی از اهالی شهرستان به تهران

مردی از یکی از شهرهای مجاور به تهران آمد. (میدان انقلاب ) رسید از جاهلی پرسید بالام جان : دروازه قزوین از کجا مره ؟ جاهل گفت: داداشم اتوبوس 235 میره دروازه قزوین . عصری که داش مشدی تهرونی دوباره به میدان انقلاب آمد .دید آن مرد در همانجای صبح …

خواندن بیشتر »